تبليغات X

دنیای برای من تو

اس ام اس عشقولانه

11:58, 13 تير 1388 .. 0 نظر .. لینک
کاش بودي تا دلم تنها نبود تا اسير غصه ي فردا نبود کاش بودي تا براي قلب من زندگي اين گونه بي معنا نبود کاش بودي تا لبان سرد من بي خبر از موج و از دريا نبود هرگاه احساس کردي که گناه کسي آنقدر بزرگ است که نمي‌تواني او را ببخشي بدان که اشکال از کوچکي روح توست، نه از بزرگي گناه او من از زندگاني آموختم چگونه اشك ريختن را ولي اشكهايم نياموخت چگونه زندگي كردن را به غم كسي اسيرم كه ز من خبر ندارد.... عجب از محبت من كه در او اثر ندارد.... غلط است هر كه گويد : دل به دل راه دارد.... دل من ز غصه خون شد دل او خبر ندارد زندگي داريم تا زندگي ! مرگ داريم تا مرگ ! زندگي داريم تا مرگ/آدم با سبزي و صفا که دمخور باشد ، سبز مي شود/اگر هنوز نمرده ايد ، چيز زيادي از دست نداده ايد . /مرگ اولين گام براي آخرين راه حل است فرياد من از داغ توست ...... بيهوده خاموشم مکن ...... حالا که يادت ميکنم ...... ديگر فراموشم مکن ...... همرنگ دريا کن مرا ...... يکبار معنا کن مرا اگه يه روز آدما رو با رنگ بشناسن دوست دارم رنگت آبي باشه … كه مثل آسمون هميشه رو سرم باشي .. مي ميرم برات سعي كن تنها باشي زيرا تنها بدنيا امدي و تنها از دنيا خواهي رفت.بگذار عظمت عشق را درك نكني.زيرا انقدر عظيم است كه تورا نابود خواهد كرد اگر روزي دشمن پيدا كردي، بدان در رسيدن به هدفت موفق بودي! اگر روزي تهديدت كردند، بدان در برابرت ناتوانند! اگر روزي خيانت ديدي، بدان قيمتت بالاست! اگر روزي تركت كردند، بدان با تو بودن لياقت مي خواهد عشقي که تو را نثار ره کردم در سينه ي ديگري نخواهي يافت ... زان بوسه که بر لبانت افشاندم سوزنده تر آذري نخواهي يافت هرگز هيچ حسرتي در دنيا اين چنين يک جا جمع نمي شود که در اين سه واژه کوتاه : او دوستم ندارد هر کي با زمزمه عشق دو سه روزي عاشقم شد عشق اون باعث زجر همه دقايقم شد اون که عاشق بود و عمري از جدا شدن مي ترسيد همه هراس و ترسش به دروغش نمي ارزيد دلم گرفته دلم گرفته به ايوان مي روم و انگشتانم را بر پوست كشيده شب مي كشم چراغهاي رابطه تاريكند كسي مرا به آفتاب معرفي نخواهد كرد كسي مرا به ميهماني گنجشكها نخواهد برد پرواز را به خاطر بسپار پرنده مردني است دلم براي کسي تنگ است که طلوع عشق را به قلب من هديه مي دهد دلم براي کسي تنگ است که با زيبايي کلا مش مرا در عشقش غرق مي کند دلم براي کسي تنگ است که تنم اغوشش را مي طلبد دلم براي کسي تنگ است که قلب من براي داشتنش عمرها صبر مي کند دلم براي کسي تنگ است. يک جام پر از شراب دستت باشد تا حال من خراب دستت باشد اين چند هزارمين شب بي خوابيست اي عشق فقط حساب دستت باشد به تو سپرده بودمش..... به هزار و يک اميد..... و امروز براي هزار و يکمين بار...... دلم را ميبرم ...... تا شکستگي اش را ....گچ بگيرند؟؟؟ هيچوقت از دوست داشتن انصراف نده..حتي اگه کسي بهت دروغ گفت بازم بهش فرصت بده...عشق رو تجربه كن... حتي اگر توش شکست بخوري .......اينو بدون که اگه کسي وارد زندگيت شد و گذاشت رفت علاوه بر اينکه خاطره بجا ميزاره مي تونه يه تجربه هم بجا بزاره اميد را هيچ وقت ازکسي نگيريد شايد اين تنهاچيزي است که او دارد.

توی ده شلمرود "حسنی"چرا تنهابود؟!

08:33, 11 تير 1388 .. 0 نظر .. لینک
توي ده شلمرود حسني تک و تنها بود حسني نگو بلا بگو تنبل تنبلا بگو موي بلند روي سياه ناخن دراز واه واه واه حسني يکي از عناصر بلا بوده که هر جايي بوده، آتش مي سوزانده و با آنکه تنبل تنبلا بوده - با توجه به پذيرش فله اي دانشجو در دانشگاه هاي کشور - توانسته است در دانشگاه ده شلمرود قبول شود و نام دانشجو را يدک بکشد. وي بر اثر ديدن مکرر ماهواره تحت تأثير قرار گرفته و اقدام به زدن تيپ کرده است! و در حالي که خودش فکر مي کرده خيلي خوشگل شده، اما هر کسي او را در کوچه و خيابان مي ديد، مي گفت: موي بلند، ناخن دراز، واه واه واه !! نه فلفلي نه قلقلي نه مرغ زرد کاکلي هيچکس باهاش رفيق نبود از آنجا که در ده شلمرود جوانان از اين قرتي بازي ها خوششان نمي آمده، در نتيجه حسني هيچ رفيقي نداشته است، گفته مي شود، شعر «سنگ صبور غم هام، به ديدنم بيا که خيلي تنهام» را حسني در همين روزها در اوج روزهاي تنهايي اش سروده است! تنها روي سه پايه نشسته بود تو سايه باباش مي گفت: حسني مياي بريم حموم؟ نه نميام نه نميام سرتو مي خواي اصلاح کني؟ نه نمي خوام نه نمي خوام بالاخره يکي از روزها به طور مهرورزانه اي حسني جلب شده و او را روي سه پايه مي نشانند و برايش توضيح مي دهند، اين تيپي که زده اي، تيپ آدميزادي نيست، و از او مي پرسند؛ آيا اجازه هست موهايش را به طور رايگان برايش اصلاح کنند؟ که ايشان سرتق بازي در آورده و موهايش را کوتاه نمي کند و در نهايت با استفاده از سند يکي از ويلاهاي پدرش به کوچه و خيابان ده شلمرود باز مي گردد! کره الاغ کدخدا يورتمه مي رفت تو کوچه ها الاغه چرا يورتمه ميري؟ دارم ميرم بار ببرم ديرم شده، عجله دارم برخي از آگاهان معتقدند آي کيوي کره الاغهاي ده شلمرود بسيار بالا بوده که مي توانسته اند بدون راهنمايي صاحبانشان شخصاً مبادرت به امر خطير بار حمل کني بپردازند، از ديگر ويژگي هاي کره الاغهاي ده شلمرود داشتن وجدان کاري بوده است، به طوري که با عجله بار مي برده اند! آگاهان تمام اين خصوصيات مثبت اين الاغهاي شلمرودي را نتيجه وجود دانشگاه در ده شلمرود دانسته اند! الاغ خوب و نازنين سر در هوا، سم بر زمين يالت بلند و پرمو دمت مثال جارو يه کمي به من سواري ميدي؟ با توجه به آنکه کارت بنزين ماشين حسني تمام شده و وي مي خواسته براي انجام کاري نامعلوم به میدان ده شلمرود برود با تعريف و تمجيد از الاغ مربوطه سعي بر خر کردن وي داشته، به طوري که بتواند از وي سواري مجاني بگيرد، اما همان طور که گفته شد، الاغ مربوطه هنوز کره الاغ بوده و آنقدرها هم خر نبوده است! - نه که نميدم چرا نميدي؟ واسه اينکه من تميزم پيش همه عزيزم، اما تو چي؟ موي بلند روي سياه ناخن دراز واه واه واه! البته الاغ مربوطه براي سواري ندادن، قيافه ظاهري حسني را بهانه مي کند، اما طبق اطلاعاتي که از برخي از روستاييان ده شلمرود به دستمان رسيده، به دلايلي نامعلوم الاغ نامبرده به کدخدا هم سواري نمي داده است ! غاز پريد تو استخر تو اردکي يا غازي؟ من غاز خوش زبانم مياي بريم به بازي؟ حسني غاز را اردک خطاب نموده و بدين طريق باب سخن را با ايشان باز مي کند و سپس به وي پيشنهاد مي کند که با هم بازي کنند، شايان ذکر است، تا اين لحظه مشخص نشده است که حسني قصد انجام چه بازي اي را با غاز خوش زبان داشته است ! نه جانم چرا نمياي؟ واسه اينکه من صبح تا غروب ميون آب کنار جو مشغول کار شستشو اما تو چي؟ موي بلند روي سياه ناخن دراز واه واه واه غاز مربوطه مجبور بوده است براي امرار معاش روزانه، هر روز صبح تا شب اقدام به شستن لباس و ظرفهاي مرفهان بي درد کند، اما با تمام اين همه مشکلات، وي هيچ گاه به پيشنهادهاي بازي کردن با اشخاصي همچون حسني جواب مثبت نداده است. در وا شد و يه جوجه دويد و اومد تو کوچه جيک جيک کنان گردش زنان اومدو اومد پيش حسني با توجه به اطلاعات به دست آمده، جوجه مربوطه اقدام به خوردن قرص اکس کرده و در حالي که در حال تکان دادن سرش و «جيکس»، «جيکس» کردن بوده است، به نزديکي حسني مي رسد. جوجه کوچولو کوچول موچولو مياي با من بازي کني؟ مادرش اومد قدقدقدا برو خونتون تو رو به خدا جوجه ريزه ميزه ببين چقد تميزه؟ اما تو چي؟ موي بلند روي سياه ناخن دراز واه واه واه حسني با توجه به وضعيت جوجه، به وي پيشنهاد بازي کردن مي دهد، اما مادر جوجه در آخرين لحظات به داد جوجه رسيده و مانع از بروز فاجعه اي مي شود، مادر جوجه ضمن تمسخر وضعيت ظاهري حسني، به او اخطار مي کند که ديگر دور و بر جوجه او نپلکد! حسني با چشم گريون پا شد و اومد تو ميدون: آي فلفلي آي قلقلي مياين با من بازي کنين؟ نه که نميايم چرا نمياين؟ حسني که متوجه شده است، اينجا شهر خودشان نيست، اشک ريزان به ميدان ده مي آيد و در آنجا دوستان قديمي اش را مي بيند و از آنان مي خواهد که بيايند و با او پلي استيشن بازي کنند. اما آنان هم اين پيشنهاد او را قبول نمي کنند. فلفلي گفت: من و داداشم و بابام و عموم هفته اي دو بار ميريم حموم اما تو چي؟ قلقلي گفت: نگاش کنين موي بلند روي سياه ناخن دراز واه واه واه فلفلي و خانواده اش از جمله افرادي هستند که با مصرف بي رويه آب باعث به وجود آمدن مشکلات کم آبي در شهرها مي شوند. از مسؤولان ذي ربط تقاضا مي شود، با توجه به اعتراف صريح فلفلي به مصرف بي رويه آب، آب خانه ايشان و ايضاً عمويشان قطع شود تا براي آيندگان نيز درس عبرتي باشد. حسني دويد پيش باباش حسني مياي بريم حموم؟ ميام ميام سرتو مي خواي اصلاح کني؟ مي خوام مي خوام حسني نگو يه دسته گل تر و تميز و تپل مپل به مانند اين فيلمهاي سينمايي و ايضاً سريالهاي آبکي تلويزيون، حسني نيز يکهو متحول مي شود و به حمام مي رود و تمام ژلهاي موي سرش را مي شويد و سپس اقدام به کوتاه کردن موها و ايضاً ناخنهايش مي کند. الاغ و خروس و جوجه غاز و ببعي با فلفلي با قلقلي با مرغ زرد کاکلي حلقه زدن دور حسن الاغه مي گفت: اگه کاري نداري بريم الاغ سواري پس از بوجود آمدن تحولات دروني در حسني که منجر به ايجاد تحولات ظاهري در ايشان شد، وي در حالي که به ميدان شهر بازگشت که بسيار از موجودات روستا منتظر بازگشت قهرمانه او بودند. خروسه مي گفت: قوقولي قوقو قوقولي قوقو هر چي مي خواي فوري بگو مرغه مي گفت: حسني برو تو کوچه بازي بکن با جوجه خروس و مرغ که تحولات دروني و بيروني حسني را مشاهده کردند، به طور ضمني به پيشنهاد قبلي حسني مبني بر بازي کردن با جوجه موافقت نمودند. غاز مي گفت: حسني بيا با همديگه بريم شنا البته هنوز اين جمله غاز از نظر محققان و آگاهان تأييد نشده بسيار خوب است با توجه به شناختي که از غاز داريم، ايشان هر چه زودتر جمله مذکور خويش را تکذيب کنند. توي ده شلمرود حسني ديگه تنها نبود با توجه به موارد ذکر شده مي توان نتيجه گرفت تنها دليل پذيرفته شدن حسني در ميان شلمرودي ها، پايبندي اش به فرهنگ شلمرودي بوده است، اميد است شلمرودي ها در برابر دانشجوياني که به دانشگاه ده شان مي آيند کم نياورند و به جاي آنکه خودشان را با اين قرتي ها هماهنگ کنند، همان طور که حسني را اصلاح کردند، منجر به اصلاح باقي آنها هم بشوند. نظرات كاربران: ▪ بسیار زیبا بود!! به یاد مرحوم احترامی! او که با داستانهای زیبایش شیرینی دوران کودکی مان را شیرین تر کرد! روحش شاد و یادش گرامی! ▪ امیدوارم که با این طنزت قصد اهانت به دانشجوها را نداشته باشی. این روزها هیچ دیواری کوتاهتر از دیوار دانشجو نیست. هرکس یه جوری با چماق میزنه تو سرش تو هم با طنزت بزن!

چرا نمیای؟

08:27, 11 تير 1388 .. 0 نظر .. لینک
فدای چشمات اگه چشمام بارونیه فدای چشمات اگه گریم پنهونیه فدای چشمات اگه هنوز پریشونم به خاطر تو فدای چشمات تلخی لحظه های من فدای چشمات لرزیدن صدای من فدای چشمات اگه خراب و داغونم بخاطر تو بی تو تموم میشه کارم خیلی دوست دارم منو نمی خوای بی تو تموم میشه رویام ویرون می شه دنیام چرا نمیای؟ بی تو ستاره ها کورند خاطره ها دورند منو نمی خوای بی تو شبای من تاره چشمات و کم داره چرا نمی یای؟ بی تو تموم میشه کارم خیلی دوست دارم منو نمی خوای بی تو تموم میشه رویام ویرون می شه دنیام چرا نمیای؟

خوش اومدی

06:53, 9 تير 1388 .. 0 نظر .. 0 دنبالک .. لینک
سلام به این وب خوش اومدی بعد از خوندن نظر یادت نره متشکر

 

خداوند اغلب اوقات به دیدن ما می آید ولی اکثر مواقع ما خانه نیستیم
صفحه اصلی
درباره من
آرشیو
دوستان
آلبوم تصاویر

پیوند ها


آرشیو موضوعی


آخرین پست ها

اس ام اس عشقولانه
توی ده شلمرود "حسنی"چرا تنهابود؟!
چرا نمیای؟
خوش اومدی

دوستان

<%FriendUsername%>
RSS


POWERED BY
Blogtak.com